حسين قرچانلو

231

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

اينجا سكونت اختيار كرده‌اند . اينكه گفتيم « در يكى از اعصار باستان » جهتش اين است كه راجع به اين مهاجرت ، نه از تاريخ و نه از روايات زبانى ، نشانى در دست نيست و اما انتساب آنان به اقوام گوناگون از اينجا ناشى شده كه در ميان قومى كه مويشان سياه است ، بربرهاى مو بور و چشم آبى مشاهده مىشود و در خصوص تعيين محل مهاجرت اين اقوام ، غير از قياس راه ديگرى نداريم . به‌طور حتم ، آنان از سمت جنوب افريقا كه بيشتر مردم آن سياهند نيامده‌اند ؛ آمدن آنان از سمت شمال نيز به لحاظ وجود درياى بزرگ و سختى عبور از آن در قديم ممكن نيست . بنابراين ، ناچاريم بگوييم كه آنان يا از سمت مشرق ، يعنى از بالاى دماغهء ميان افريقا و آسيا به اين سرزمين آمده‌اند يا از سمت مغرب ، يعنى از همان دماغه‌اى كه حد فاصل ميان اروپا و افريقاست . « 1 » گوستاولوبن خود به اين نتيجه رسيده است كه چون اين مردم موى بور و چشمهاى آبى دارند ، غالبا از نژاد اروپايى هستند و از طرف مغرب ( از دماغهء ميان اروپا و افريقا ) ، و البته از شمال اروپا به اين منطقه آمده‌اند ؛ زيرا ابنيهء به يادگار مانده از آنها در افريقيه ، مانند همان ابنيه‌اى است كه در شمال اروپا موجود است . بعضى اسناد موجود تاريخى نيز مهاجرت باستانى اين اقوام موبور را به اين منطقه تأييد مىكند ؛ چنان كه در مصر آثارى از هزار و چهارصد تا هزار و پانصد سال قبل از تولد مسيح ( ع ) وجود دارد كه در آنها صورت اقوام موبور و چشم آبى افريقيه به چشم مىخورد . در جغرافياى قديم سيلاكس « 2 » تأليف دويست سال قبل از مسيح ( ع ) و نيز در سفرنامه‌اى كه او از سفرهاى خود به سواحل بحر متوسط نوشته است حالات اقوامى ذكر شده كه داراى موى بور بوده و در ناحيهء تونس فعلى مسكن داشته‌اند . . . و اكنون از تعداد آنها كاسته شده و فقط در بعضى از اماكن و نقاط زندگى مىكنند . امروز بربرهاى خالص فقط در سرزمينهاى كوهستانى باقى مانده‌اند ؛ اما سكنهء شهرها و سواحل ، به واسطهء اختلاط خون ، تغييراتى يافته‌اند . آنها نه فقط با روميان و يونانيان و واندالها ، بلكه

--> ( 1 ) . لوبون ، گوستاو ؛ تمدن اسلام و عرب ؛ ص 303 - 304 . ( 2 ) . Seylax